وبلاگ آموزشی و تحلیلی(سوادزندگی)

آگاهی دشمن جهل وخودکامگی است.زگهواره تاگوردانش بجوی(حضرت رسول)

آسیب شناسی نظام توسعه درایران
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٤   کلمات کلیدی:

توسعه بمعنی ازپوشش درآمدن،به تکامل رسیدن،شکوفاشدن،به فعلیت رسیدن.

اصول توسعه:درتمام دنیاواژگان توسعه یکسان است ونشان ازجهانی بودن فرآیندتوسعه است.این اصول شامل دانش پذیری،خردگرایی،تبادل افکاروتجربیات باجهانیان،تبادلات بین المللی کالا وخدمات،فهم مشترک نخبگان ازمفهوم توسعه وامنیت است. 

تفاهم 3گروه ازنخبگان جامعه شامل نخبگان فکری(تئوری سین ها،نویسندگان)،صاحبان قدرت سیاسی ونخبگان سرمایه ای برای پیشبرداهداف توسعه ضروری است. توسعه ممکنست کالامحور(براساس تولیدکالامثل چین)یادانایی محور(تولیددانش،بهره وری وخردگرایی)باشدکه امروزه توسعه دانایی محوربرتری دارد(چرچیل بعدازجنگ جهانی دوم:امپراتوری آینده،امپراتوری مغزهاخواهدبود). 

الگوی توسعه بایدبطورکامل درک وتفهیم شودوبه خواست ملی تبدیل گرددوبافرهنگ سنتی سازگارشود،این مفهوم رااروپادرطول 200سال،چین در100سال،ژاپن50سال،کره جنوبی40سال،سنگاپورومالزی20سال فهمیدندولی درایران بعدازگذشت بیش از140سال(اززمان امیرکبیر)هنوزدراین خصوص چالش جدی وجودداردومفاهیم توسعه به گفتمان غالب واراده ملی تبدیل نشده است.مفاهیم الگوی توسعه ازارمغان دوران مدرنیته است که برخی درایران کلا"اصل مدرنیسم راقبول ندارند،لذاازتوسعه فردی ودرنتیجه ازتوسعه جمعی فرارمی کنند. 

توسعه فردی زیربنای توسعه فرهنگی واجتماعی است.

6وجه مشترک درتوسعه فردی

1-آمادگی برای پذیرش اندیشه های نووآزمودن شیوه های تازه درزندگی.

2-داشتن تفکرانتقادی ونقدپذیری.

3-علاقمندبه حال وآینده واستفاده ازتجربیات گذشته.

4-انضباط وقانون پذیری.

5-اعتقادبه علم وتکنولوژی بعنوان وسیله ای برای کشف وشناخت و قابل محاسبه دانستن پدیده ها.

6-اعتقادعملی به حقوق برابربرای همه انسانها.

درحال حاضرالگوی چینی توسعه مطرح است یعنی،آموزش کارآمدتر،مصرف کمتر،تلاش آگاهانه بیشتر،پس انداززیادتروصادرات پررونق تر. 

 

اولین مرحله توسعه پس ازتوسعه فردی،توسعه اجتماعی است یعنی کنترل رشدجمعیت،جلوگیری ازمهاجرت متخصصان ،سرمایه داران وکارآفرینان ازکشور،بسیج افکارعمومی برای فهم همگانی مفاهیم توسعه،همراه کردن ومتعهدنمودن اکثریت مردم به اجرای اصول توسعه،گسترش نظام سلامت وتامین اجتماعی. 

مهاجرت نخبگان مانع ازتوسعه می شودزیرانخبگان باتولیدعلم ودانش موتورمحرکه توسعه هستند. 

توسعه اجتماعی یعنی مشخص کنیم ماکی هستیم،کجاقرارداریم،تاریخ مان چه درسی بمامی دهد،چه منابعی داریم،باخودمان واقعی باشیم،بزرگترازتواناییهای خودمان حرف نزنیم،دانش پذیروپژوهشگرباشیم،20بارگنده ترازتوانمان حرف نزنیم!بادنیاچقدرمراوده داریم. 

درفرآیندتوسعه علوم انسانی بسیارمهمتراست بخصوص درس تاریخ برای استفاده ازتجارب گذشته،جامعه شناسی وروانشناسی برای پرورش مدیران وشهروندان مسئولیت پذیر. 

درعلوم انسانی اصل قضایادرجزئیات است نه درکلیات.بایدازطریق مناظره،پژوهش وگفتگوواردجزئیات شدتامفاهیم رافهمید،درموردتوسعه اقتصادی20هزارجلدکتاب رفرانس دردنیاهست، درایران تنها5-3تاازاین کتابها تدریس می شود،مابیشترذهن رمانتیک داریم که نمی تواندواردجزئیات شودچون خودرانمی شناسدونمی تواندواردعمل شود(ضعف درهوش هیجانی). 

ماایرانیان درهنر،معماری وگردشگری مزیت نسبی درجهان داریم ولی درسیاست(هدفگذاریها) ناکام هستیم ودرتوسعه سیاسی رشدنکردیم،نتوانستیم علمی ومنطقی سیاست رابشناسیم،درتولیددانش سیاسی واجتماعی دررتبه 52جهان قرارگرفته ایم(طبق گزارش موسسه بین المللیSjrدرسال2011)؛خودرامعنوی ترین ملت می دانیم ولی عملا"مادی ترین کشوریم،که برای ثروت اندوزی هرکاری می کنیم(ضرب المثل:مفت باشد،کوفت باشد).اغلب مدیران ارشد ایرانی پزشک یامهندس هستندودرسیاستگذاریهاکمتربه متخصصان جامعه شناسی،حقوقدان،علوم اجتماعی،تاریخ،روانشناسی واقتصادبهاءداده می شود. 

اّمادرآلمان وسوئیس اغلب مردم به تولیدفکروکالامی اندیشندکه حاصل آن رفاه وآسایش است بعبارتی درفرهنگ توسعه نیافته تولید ثروت هدف است ولی درفرهنگ آلمان وژاپن ثروت وسیله است. 

ریشه تمام مشکلات مافکری است،مردی که فکرمی کندبادعواوکتک کاری زنش میتواندمشکلات راحل کند،معلم فکرمی کندباکتک کاری دانش آموزدرسخوان می شود،دانشجوبااخذمدرک مهندس شود ودرصنعت... 

توسعه یافتگی نیازبه اصلاح فکرواندیشه دارد،اولین نقشه پیشرفت تعامل باجهانیان است،تازمانیکه جهانی نشدیم نمی توانیم رشدکنیم،ازهتلمان،رانندگی مان،سیاستمدارمان،صنعتگرمان،وزیرمان وشهروندمان بایدجهانی شوند. 

نبایدخودراباهمسایه مان مقایسه کنیم وفکرکنیم پیشرفت کردیم،مقایسه مان نیزبایدجهانی باشد. 

دردنیاتنها3کشورآلمان،ژاپن وآمریکامیتوانندازسوزن تاهواپیمابسازندوبقیه کشورهابایدمزیت نسبی برای خودتعریف کنند،اّمامدعی هستیم میخواهیم خودکفاباشیم. 

کره ازصنعت کشتی سازی وصنعت فولادشروع کردوبه اینجارسید،اّماهیچگاه رهبران آن کشورادعای قدرت جهانی ندارند. 

کلیسانیزدراروپامتحول گردیدودرصنعتی شدن اروپانقش آفریدچون درمعرض جهانیان قرارگرفت ونقدشد،درواتیکان پزشک،مهندس،روانشناس،حقوقدان،نظامی وتاجرنیزحضوردارند. 

90%متون علوم رفرانس به زبان انگلیسی است بنابراین بایدزبان انگلیسی بعنوان زبان دوم درکشورتدریس شده ورسمیت یابد،اصول لیبرالیزم درچین،عربستان،استرالیا و...یکی است،بایدبه فکرمشترک باجهانیان رسید نه فکر واحد. 

اغلب دانشگاهیان بفکرماشین،شغل،رفاه وکمتربفکراختراع یاتوسعه وتحول هستند.

 مشکل جهان سوم نرم افزاری است یعنی فکر،اندیشه وتحقیق وبعدازآن دمکراسی وآزادی.

 اغلب سیاستگذاران ومدیران ارشددولتی درجهان سوم پزشک یامهندس هستندوشناخت تخصصی ازپروسه توسعه ومهندسی اجتماعی راکسب نکرده اند. 

پس دوچالش بزرگ درنظام توسعه ای ایران داریم:1-اصلاح اندیشه ها(جلوگیری ازفسادفکرواندیشه)2-تولیدثروت مستقل ازدولت. 

بعدازتوسعه اجتماعی بترتیب توسعه اقتصادی،فرهنگی وسیاسی قرارمی گیرند.

دردنیای امروزی توسعه پایداریعنی توسعه همزمان زیست محیطی،اجتماعی ،سیاسی واقتصادی بارعایت عدالت بین النسلی مطرح است(جلوگیری ازتضییع حقوق نسل های آینده ).

دکترعباس حاتمی26/1/92

 تحلیل یک صاحب نظرازتولیدات علمی ایران وجهان  

رتبه های علمی اعلام شده ایران چقدر درست است ؟/جایگاه واقعی ما در جهان کجاست؟

 مهدی زارع معاون پژوهشگاه مهندسی زلزله3 1/12/91سایت خبرآنلاین

 1- تولید علم در دنیای امروز با شاخص های علم سنجی (scientometrics) عمدتا" بر پایه روش شناسی کتابنگاری (bibliometric) سنجیده می شود. این موضوع در حال حاضر در پژوهشگاهها و مراکزعلوم و فناوری اطلاعات به صورت تخصصی و حرفه ای دنبال می شود. انجمن های علمی ملی و بین المللی هم برای آن وجود دارد و بسیاری از متخصصان و پژوهشگران در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی، زمینه های تخصصی خود را در این حوزه از دانش دنبال می کنند. به لحاظ تخصصی موضوع علم سنجی به شیوه مدرن سابقه ای حدود 60 ساله در دنیا دارد. در ایران پیشنهاد ایجاد نخستین «مرکز ملی مدارک ایران» ابتدا از سوی دبیر سازمان پیمان مرکزی سنتو طرح شد.از مهرماه 1347 دو مرکز ملی مدارک در قالب «مرکز اسناد ایران» آغاز به کار کردند. این مرکز در طی سالهای گذشته با سازماندهی و نامهای متفاوت توسعه یافته است و اکنون با نام "پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران" سابقه و سنی حدودا 45 سال دارد.

 - در سال 1339 (1960م) دکتر یوگن گارفیلد (Euguene Garfield) دانش آموخته شیمی و دارای دکترای کتابداری از دانشگاه پنسیلونیای آمریکا موسسه ای برای نمایه سازی انتشارات علمی به نام "موسسه اطلاعات علمی Institute for Scientific Information یا به اختصار ISI بنانهاد که امروزه بخشی از موسسه "تامسون رویترز" شده است. هدف او امکان دنبال کردن و سنجش مقالات و سایر تولیدات علمی حاصل کار پژوهشگران در زمینه های تخصصی علمی بود. این کار در ادامه با اهداف و گستردگی های مختلف از طریق موسسات نمایه سازی علمی گوناگون بر پایه گزارشهای مقالات منتشره که حداقلهای استانداردهای نمایه سازی را کسب می کنند انجام می شود (از معروفترین آنها می توان به اسکوپوس ISC و اخیرا گوگل اسکالر اشاره نمود). 

- دکتر جعفر مهراد رئیس پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) در گفتگویی در بهمن 91  ابراز داشته است که پایگاه نمایه سازی تامسون رویترز (ISI) سامانه ای است که 8005 نشریه را در بخش علوم تجربی و 2678 نشریه را در بخش علوم اجتماعی در پایگاههای اطلاعاتی خود پردازش میکند. در مقایسه با پایگاه اسکوپوس که نزدیک به 20000 نشریه علمی دارد پایگاه تامسون رویترز کوچکتر است، بنابراین جایگاه کشورها، مؤسسات، نشریات و دانشمندان به طور طبیعی در ISI در مقایسه با اسکوپوس متفاوت است. بر این اساس در پایان سال 2011 با در نظر گرفتن کل حوزه های دانش، آمریکا، چین، انگلیس،آلمان و ژاپن به ترتیب پنج رده اول تولید کنندگان علم، و فرانسه، کانادا، ایتالیا، اسپانیا و استرالیا، در جایگاه پنج کشور دوم قرار می گیرند. بر پایه این گزارش، ایران در رتبه 22 بعد از ترکیه (در رتبه 18) و بلژیک (در رتبه 21) قرار میگیرد. 

- بر پایه گزارش پایگاهSJR در صورت مقایسه کل مقالات نمایه شده بین سالهای 2006 تا پایان 2011، ایالات متحده در جایگاه اول (با حدود 6 میلیون 150 هزار مستند نمایه شده) و بعد چین (با حدود 2 میلیون و 250 هزار مستند نمایه شده) قرار دارد. ترتیب کشورها تا رتبه 9 شبیه گزارش ISIدر سال 2011 است، با این تفاوت که هند در رتبه 10 قرار دارد و استرالیا یک پله پایین تر در جایگاه یازدهم می ایستد. در این جمع بندی 6 ساله، ترکیه رتبه 20 با 267 هزار و ایران رتبه 27 با 159 هزار مستند نمایه شده را به خود اختصاص داده اند. در این رتبه بندی 6 ساله در آسیا، چین، ژاپن، هند، کره جنوبی ، ترکیه و رژیم اشغالگر قدس بالاتر از رتبه ایران(بهتر)ازنظر تولید علم قرار گرفته اند.

 - گزارشی حدود سه سال پیش در مجله نیوساینتیست منتشر شد که سریعترین "سرعت رشد" تولیدات علمی در سال 2010 را برای ایران برآورد کرد. این گزارش با ترجمه ها و تعبیر های گاه غلطی در کشور منتشر شد. البته اصل موضوع خبری خوشحال کننده برای ما ایرانیان بود ولی تفسیرهایی که از آن شد (مثلا"اینکه متوسط هوش ایرانیان 11 برابر هوش متوسط در دنیاست! یا اینکه تولیدات علمی در ایران یازده برابر متوسط تولیدات علمی در دنیا شده است! و...) نادرست و شبه علمی بود. در چنین حالاتی خوشبینانه موضوع را باید به اشتباه در ترجمه خبر و در حالات بدبینانه ، اغراق گویی های بی پایه و شبه علمی مربوط کرد. به هر حال اصل خبر جالب توجه بود و نشان می داد که در فرایند تولید علمی موسسات آکادمیک (دانشگاهها، پژوهشگاهها و پارک های علم و فناوری در ایران) در وضعیت مناسبی از نظر روند و سرعت رشد تولیدات علمی قرار گرفته اند. 

6- رشد چاپ مقاله مثلا در ایران یا ترکیه و یا هند (از کشور های توسعه یافته که در دو دهه گذشته رشد بسیار خوبی یافته و خود را به رتبه های 10 تا 30 جمع کشورهای تولید کننده علم رسانده اند ) الزاما به معنی تولید علم در زمینه مسائل بنیادی و انسانی این کشورها یا مستقیما در جهت مسائل و مشکلات همان جامعه در حال توسعه ، یا تبدیل علم به ثروت یا کارآفرینی در این کشور ها نیست. سیاستگذاری در توسعه علم و فناوری نقش بسیار حساسی در این زمینه و هدایت پژوهشهای علمی (و تناسب تولیدات در زمینه های مختلف علوم پایه، علوم انسانی، فنی، هنر و کشاورزی) دارد. مثلا در حوزه فلسفه، در همان بازه یادشده 2006 تا 2011، آمریکا در جایگاه اول، چین در رتبه 14 قرار دارد و رتبه های کشور های آسیایی دیگر به این ترتیب است : ژاپن 30، ترکیه 37 و ایران 45 . یا مقالات منتشره در زمینه علوم سیاسی – اجتماعی، آمریکا اول، چین رتبه 20، کره جنوبی 24، هند 25، تایوان 27، ترکیه 28، و ایران در رتبه 52 قرار دارد. همین موضوع نشان می دهد که رشد نسبتا خوب (در مقایسه با غفلت قبلی) و جایگاه به نسبه آبرومند کسب شده اخیر بیشتر مربوط به حوزه های علوم پایه و فنی است و اتفاقا در حوزه های بنیادی مهم و بسیاری از شاخه های علوم انسانی، در تولید و انتشار مستندات مطابق استاندارد های روز بین المللی همچنان جایگاه کشور ما غیر قابل پذیرش وتاسف بار است. چه بسا تبدیل نشدن علم پایه و فناوری های تولید شده در کشور به آنچه که در جامعه مورد نیاز و قابل استفاده و مشکل کشور است، بعضا"به همین عقب ماندگی و سرعت کم در زمینه های یاد شده (عمدتا در بعضی شاخه های پایه نظیر فلسفه و علوم انسانی) مربوط باشد. 

- از سوی دیگر تولید علم به صورت انتشار مقالات در نشریات دارای داوری استاندارد بین المللی خوب و مفید است، به گردش علم از طریق انتشار، داوری و نقد مقالات و بین المللی کردن و استاندارد کردن سطح فعالیتهای علمی یک جامعه علمی در یک کشور کمک می کند و البته در جای خود نمادی خوب برای سنجش هم هست. به همین ترتیب جایگاه علمی کشور ما به ویژه در حوزه ها و رشته هایی که بیشترین رشد در آن صورت گرفته است به تدریج به جایگاه آبرومندی نزدیک شده است. 

- گاهی هم در اعلام نتایج سنجش نوع و کیفیت فعالیتهای علمی بر پایه آمار های علم سنجی چنان اهمیت تعداد مقالات نمایه شده و انتشار آنها اغراق آمیز بیان می شود که تعداد مقالات نمایه شده نه فقط به عنوان نماینده افتخار و آبروی ملی در زمینه تولید علم در سطح ملی بیان می شود، بلکه در ملاکهای سنجش برای افراد (به ویژه اعضای هیئت علمی) این نگاه یک سویه به نتایجی نسنجیده و فکر نشده در تعیین رتبه بندی جایگاه بعضی از محققان و استادان کشور و چه بسا نادیده گرفتن تلاشهای علمی و پژوهشی آنها منجر می شود. این نوع برخورد به دلایل زیر اشکالات زیادی دارند: بسیاری از فعالیتهای پژوهشی از نوع چاپ مقاله نیستند، توسعه آزمایشگاهها، انجام بسیاری از فعالیتهای توسعه فناوری، ایجاد رصدخانه های علمی مختلف، توسعه تجهیزات، گسترش پارکهای علم و فناوری و ... از دسته فعالیتهایی هستند که به سختی قابل انتشار به صورت مقاله هستند. از سوی دیگر در همه کشورها بعضی از پژوهشهای استراتژیک در قالب پروژه های محرمانه انجام می شوند که هرگز قابل انتشار عمومی نیستند و در ژورنالها هم منتشر نمی شوند. در بعضی از پژوهشهای دیگر ایده ها و فرایند پژوهش تا تبدیل به مقاله شود گاهی بیش ازیک دهه طول می کشد. واقعیت آن است که همه مجلات نیز یک کیفیت ندارند. حتی در نمایه سازی های معتبر نیز نمایه شدن همه مجلات الزاما به معنای تایید علمی و اعتبار مطلق آن در جامعه علمی مربوطه نیست. به همین دلیل اکنون در دانشگاهها و پژوهشگاهها فهرستی از مجلات نمایه شده با کیفیت پایین و یا مجلات غیر معتبر وجود دارند که انتشار مقاله در آنها اعتباری برای نویسنده و منتشر کننده مقاله در آنها تلقی نمی شود. 

- همانطور که در بالا توضیح داده شد سرعت رشد انتشار و نمایه سازی مقالات علمی در ایران به ویژه در 15 سال اخیر بسیار بالا بوده است. مثلا از سال 1382 تا 1390 در طی حدود 8 سال، آمار مقالات منتشر شده از ایران دارای نمایه سازی در پایگاه ISI ، از حدوداً 2 هزار مقاله به حدود 20000 مقاله (ده برابر) رسیده است. بدون شک تعداد اعضای هیأت علمی، و تعداد دانشجویان فوق لیسانس و دکتری نیز در این سالها رشد قابل توجه داشته است. ولی از نظر کیفی و زیرساخت مدرن برای امکان انجام پژوهش، با رجوع به زیر ساخت های پژوهشی کشور مشخص می شود که این رشد ده برابری قابل استناد نیست. انصاف آن است که به رشد زیر ساخت های پژوهشی درهمین مدت اشاره شود ولی این رشد انتشارمقالات نمایه شده بیش از آنکه مربوط به رشد توجه به توسعه زیر ساخت های کشور باشد، به گسترش دوره های دکتری، و کارآزموده تر شدن محققان ایران در نگارش و انتشار مقالات علمی شان در سطح بین المللی مربوط است (که در جای خود اتفاق مبارکی است). بنابراین از رشد انتشار مقالات علمی الزاما به نتیجه گیری خطی و مستقیم در توسعه امکانات پژوهشی (با همین سرعت) نمی توان رسید. به لحاظ کیفی نیز نمی توان ادعا کرد که کیفیت تولید ات علمی در ایران به طور متوسط ده برابر شده است ( البته بدیهی است که رشد کرده) . بنابراین ضمن رعایت نگاه منصفانه و بیان پیشرفتها، باید از هر نوع نگاه اغراق آمیز و شبه علمی که هم خودمان و هم مدیران و مردم جامعه را به،به انگاره ای غلط و شبه علمی رهنمون شود، اجتناب کرد. یکی از مهمترین آسیب ها در این زمینه توسعه بعضی تقلبها و کپی کاری ها در انتشار مقالات است (که صرفا مربوط به ایران هم نیست)،می توان آن را علاوه بر نادیده گرفتن موضوع اخلاق علمی و حرفه ای، به رشد شتابان در تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی و تعداد اعضای هیئت علمی لازم برای چنین رشدی دانست. این کار چنانچه بدون نظارت دقیق و سختگیریهای منطقی از نظر داوری فرآیند و نتایج کارهای علمی در کشور همراه نشود، عملاً امکان و زمینه کپی کاری را نیز بیشترمی کند. 

- کپی و تقلب نه فقط در مقاله و کتاب بلکه متاسفانه در بعضی موارد در پایان نامه ها (به ویژه پایان نامه های کارشناسی ارشد) نیز گزارش شده است (که بخشی از تولیدات پایه علمی هر کشور را تشکیل می دهند). از یک سو ایده ها و نتایج و بعضاً متن پایان نامه ها کپی می شوند و از سوی دیگر متن پایان نامه هایی که به زبان انگلیسی یا زبانهای دیگر منتشر شده و در اینترنت در دسترس هستند، ترجمه شده، یا عیناً و یا بخشی در پایان نامه ها دیگر تکرار می شوند. نگارنده این یادداشت همچنان به آمار تعداد پایان نامه هایی که به صورت کپی (بخشی یا تماماً) در ایران تهیه شده اند، (به دلیل عدم پژوهش یا عدم انتشار آن تا کنون) دسترسی نداشت، ولی شخصاً گونه های مختلف این کپی های (بیشتر غلط و ناشیانه) را ملاحظه کرده است.

 - در صورتی که تولید محصولات علمی مشابه با نمونه خارجی با رعایت اصول فنی و ضوابط اخلاقی باشد جنبه های مثبتی دارد، ولی تولید محصولی به عنوان نوآوری و اعلام آن به عنوان اختراع،که از ایده تا طراحی اجزای آن، بخشی یا تماما، کپی شده باشد) مصداق بی اخلاقی و تقلب است. از این دیدگاه در نزد بسیاری از اعضای هیئت علمی در ایران تردیدهای جدی به ویژه در مورد تعداد اختراعات ثبت شده در کشور یا گزارش از تعداد ثبت این اختراعات از سوی ایرانیان در خارج از کشور وجود دارد. این تردید را می توان در جلسات شوراهای پژوهشی و داوری های جشنواره های مختلف به وضوح مشاهده کرد. دلیل مهم این موضوع ثبت تعداد زیادی اختراع از سوی سازمان ثبت اسناد است که در تمام یا بخش های مختلفی از فرایند داوری ادعای اختراع مربوطه، موسسه (دانشگاه و پژوهشگاه) محل کار محقق و یا جامعه علمی مربوطه با آن حوزه تخصصی در جریان داوری موضوع یا قرار نگرفته اند و یا فرایند داوری بسیار سلیقه ای و ناقص طی شده است. البته با حضور و مسئولیت گرفتن سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران به نظر می رسد که در حوزه اختراعات، به تدریج روند ناقص یادشده در حال اصلاح باشد.

 - تولیدات علمی ایران بی تردید رو به رشد است. پژوهشگران ایرانی، در همین سال 1391 نیز با وجود تحریم و محدودیتهای مالی و اقتصادی و کمبود منابع برای به روز رسانی تجهیزات،توانسته اند روند توسعه علمی کشور را همچنان رو به رشد نگه دارند. البته بدیهی است که این محدودیتهای کنونی در آمار تولیدات دو تا سه سال آینده به تدریج خودنمایی خواهد کرد. اینکه این تولیدات علمی در حوزه های لازم و مهمی چون علوم انسانی(بویژه روانشناسی) و بعضی از موضوعات مرتبط با فناوری های پیشرفته لازم است توسعه یابد مساله ای جدی است که در تکمیل چرخه کاربردی کردن علم و قابل استفاده کردن محصولات علمی در ایران "برای جامعه ایران" باید در دهه آینده مورد توجه جدی قرار بگیرد. اینکه با روند حاضر هدفگذاری تعیین شده برای متوسط شاخص تولیدات علمی در سال 1404 قابل تامین باشد (یا به نظر برسد) خبر خوبی است ولی الزاما"به معنی توسعه یافتگی همه جانبه و پیشرفته بودن "جامعه ایرانی" با تمام اجزا و مشخصاتش و سعادتمندی ایرانیان در افق چشم انداز نخواهد بود. برای دستیابی به این پیشرفت و سعادتمندی نوع سیاستگذاری متفاوت با آنچه تا کنون اعمال شده و متناسب با آن اهداف عالی لازم است.