سیاستمداری بالاترین تخصص است

سیاستمداری بالاترین تخصص است

درعلم سیاست گفته می شودکشوری باثبات است که منافع حکمرانان آن بامنافع اکثریت عامه مردم همسو،همگون وهم جهت باشد.دررفتارسیاسی به سهولت نمی توان فرهنگ سیاسی جوامع رانادیده گرفت،مثلا"اگرنامزدریاست جمهوری دریک کشوردمکراتیک مثل آلمان یاژاپن درمبارزات انتخاباتی فقرنوازی یامظلوم نمایی نمایدنه تنهامردم عادی بلکه فقراهم به آن رای نمی دهند،گاهی اورابه تمسخرمی گیرند.حتی کارگران وروستائیان آلمانی وژاپنی آموخته اند که بایدبه برنامه های احزاب وافرادرای دهند.مردمان جوامع دمکراتیک تجربه کرده اندکه عوامفریبی وریاکاری مشکلات کشورراحل نمی کنند،بلکه این سیاستمداران هستندکه بابرنامه وتیم کاری توانمندقادربه حل مشکلات داخلی وخارجی هستند.اداهای فردی وظاهرنمایی های هدایت شده بازیگران سیاسی، کمتربرشهروندان هلندی،سوئیسی ودانمارکی اثردارند.طی 200سال صنعتی شدن ورشدارزشهای دمکراسی درجوامع پیشرفته،عقلی شدن سیاست ومنافع محوری احزاب،بلوغ فکری وشخصیتی آحادمردم،حتی اگربی سوادهم باشند،به مثلث منافع فردی،حزبی وکشوری تبدیل شده است.امادرکشورهای غیردمکراتیک یاتوسعه نیافته ویژگیهای ظاهری نامزدهابه شدت شهروندان راتحت تاثیرقرارمی دهد.بی حکمت نبوده است که درتاریخ ایران صحنه گردانان سیاسی برای پیشبرداهداف خودبه گریه،بغض،غش،فقرنوازی،انداختن شانه ها،چهره های غمگین واداهای مردمی متوسل شده اند.این آداب عوام گراریشه درفرهنگ سیاسی ونظام ارتباطی شهروندان باسیاستمداران دارد.سیاستمدارعلاقمندبه کشورتلاش می کندتانمادهای فرهنگی غیرعقلانی رااصلاح وبجای آنکه وقت وانرژی خودراصرف نمایش اداهای فریب کارانه ومظلوم نمایی کنندهمه همت وتلا ش خودرامتوجه افزایش تدریجی سطح قدرت ملی وعزت کشورخودنماید.قدرت ملی ازطریق افزایش درآمدسرانه،رشدتولید،فقرزدایی ومشارکت ملی افزایش می یابد.

نتیجه اینکه،سیاستمداری یک حرفه وتخصص بالاترازتخصص پزشکی یامهندسی یارشته های دیگر است.اصالت خانوادگی،داشتن ریشه های شهروندی،پشت سرگذاشتن فرآیندهای تجربه وسلسله مراتب،صیقل خوردن ذهن وروان وازهمه مهمترپرورش تعلق خاطربه سرزمین وتعالی همه ملت آن،ازپیشنیازهای رفتاراصیل درپهنه سیاست است.مگرجامعه می پذیرددانشجوی سال دوم پزشکی به عمل جراحی بپردازد؟مگرشهروندان قبول می کنندکه ساختمان سکونت شان رایک نوجوان بی تجربه مهندسی کند؟عرصه سیاست پارک عمومی نیست که هرکس درآن قدم بزندوخودراسیاستمدارمعرفی کند.همانطوریکه پزشکی ومهندسی رشته های تخصصی هستند،سیاست بمعنی هدفگذاری یاخط مشی گذاری یکنوع تخصص فراترازتخصص یک رشته دانشگاهی است، زیراسیاستمداردرتمام زمینه های پزشکی،عمرانی،هنری،اجتماعی،اقتصادی،بین المللی و...هدفگذاری می کند.به همین دلیل یک سیاستمداربایدسالها درعرصه های عمومی مثل رسانه ها،احزاب،دانشگاههاو...فعالیت کندتاتجربه عمومی کسب نماید.تاریخ کشورهای پیشرفته وموفق به وضوح نشانگراین واقعیت است که هرتصمیم سیاستمداران ،جهت گیری آینده آن کشورهارامشخص می کند،بنابراین درانتخاب سیاستمداران ومدیران ارشدوسواس دارندوازنظرات متخصصان علوم سیاسی وفعالان سیاسی استفاده می کنند.یک ویژگی برجسته سیاستمداران حرفه ای رشددادن شاخصهای عمومی کشورمثل درآمدسرانه،سرانه تولید،امیدبه زندگی،آزادیهای مدنی وهمبستگی ملی است.

بمحض اینکه نظام رفتاری سیاستمداران درمسیرحفظ مقام باشد،مقدمات تنش های سیاسی وفسادسیاسی فراهم می شودوکشورازمسیرتوسعه دورمی شودزیراسیاستمدارتمام امکانات راصرف تثبیت موقعیت خودوحذف مخالفان می نمایدمثل قذافی؛مبارک وسایررهبران غیرمنتخب عرب .

اگرسیاستمدارقبل ازرسیدن به قدرت ،به بلوغ سیاسی نرسددرآنصورت قدرت برای اوشیرین می شودوازقدرت دست نمی کشد.به این دلیل درجوامع دمکراتیک طول مدت زمامداری رهبران سیاسی حداکثردودوره 4ساله است تاچرخش درقدرت سیاسی صورت گیردونخبگان جوان باسیاستهای جدیدواردعرصه سیاست شوند.

سیاستمداران حرفه ای سخت معتقدبه نظم،قانون،اخلاق،فرآیند،تکنولوژی وکسب تجربه جدیدازنسل جوان برای انجام کارهای بزرگ هستند،اگربعدازیکسال فارغ التحصیلی،کسی ازفضای مهندسی یاپزشکی یاعلوم سیاسی به فضای سفارت،سیاست ووزارت برسد،بی گمان نمی تواندکارآمدی لازم داشته باشد،زیراسلسله مراتب راطی نکرده است،جایگاه ورده بندی مسائل "مهم"و"غیر"مهم"رادردرذهن خودسازماندهی ننموده است،باقوانین بین المللی آشنایی نداردونمی تواندازهمه گرایشات سیاسی استفاده نماید.

نمونه ای ازسیاستمداران برجسته جهان

1-آقای نلسون ماندلا،رهبرنهضت مبارزه باتبعیض نژادی آفریقای جنوبی پس ازتحمل 28سال زندان ،اززندان آزادشدوبعد از4سال ازقدرت کناررفت وقدرت رابه مردم واگذارنمود.

2-آقای گورباچف، رهبرشوروی سابق،پس ازاصلاحات ساختاری درنظام کمونیستی،ازسیاست کناررفت وعلیرغم امکان ادامه حکمرانی ،قدرت رابه جوانان سپرد.

2-آقای ماهاتیرمحمد،بنیانگذارمالزی نوین دراوج قدرت کناررفت ودرایده قدرت مادام العمرنبود.

3-خانم آن سان سوچی، رهبرنهضت ملی دمکراسی خواهی برمه درسال2010 پس ازآزادشدن ازحبس خانگی 15ساله؛ توسط نظامیان آن کشور،اعلام کردازکسی انتقام نمی گیردوآماده مذاکره بانظامیان است.این رهبربرجسته بعنوان اخلاقی ترین سیاستمداردهه اخیرشناخته می شود.

5-آقای شیزوآبه نخست وزیروقت ژاپن درسال2009بدلیل کاهش محبوبیت اش درنظرسنجیها ازسمت خوداستعفا دادوگفت ژاپن برای قدرتمندشدن به رهبران محبوب مردمی نیازدارد.

6-رجب طیب اردوغان نخست وزیرترکیه درطول 8سال زمام داری؛ تورم درترکیه رااز35%به 8%کاهش داد.

میتوان این رهبران برجسته رابارهبران تمامیت خواه وغیرمنتخب کشورهای استبدادزده ای چون مراکش،یمن،اردن،کویت،کره شمالی،لیبی،عربستان،سوریه و... مقایسه کردونتیجه گرفت که سیاستمداران موروثی وبی لیاقت یکی ازعوامل مهم عقب ماندگی کشورهای جهان سوم هستند.درجوامع پیشرفته سیاستمداران روشنفکرهستندوازهمه روشنفکران ونواندیشان استفاده می کنندولی درجوامع استبدادزده، روشنفکران ومتخصصان یاازکشورفرارمی کنندیاگوشه نشین میشوند.

رابطه وراثت باگرایشات سیاسی

دکترجان جاست روانشناس دانشگاه نیویورک پس ازمطالعه برروی 23هزارنفربه این نتیجه می رسدکه خصوصیات روانی ،شخصیتی وژنتیکی افراددرگرایشات سیاسی آنان بشرح زیر موثراست:

1-افرادیکه مقیدترند،زندگی بسته دارندوازخشونت ومرگ وحشت دارندمحافظه کارترند.درشوروی سابق حکومت سعی می کرددبادشمن تراشی،مردم راساکت ومحافظه کارکندتامطیع حاکمیت باشند.

2-افرادلیبرال درمحیط باز،رقابتی وآزادرشدمیکنندوازخلاقیت ونوآوری بالاتری برخوردارهستند.

3-تشابه اعتقادات سیاسی دوقلوهابیشتراست ،این تشابه دردوقلوهای همسان بیشتربوده که دلیل برنقش ژنتیک درگرایشات سیاسی است. دکترعباس حاتمی8/6/90

 

  

 

 

                                                                                                                                     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                                                                                            

/ 0 نظر / 76 بازدید